الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

131

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

دليل ويژه‌اى براى كيفر آن نيامده باشد ، تعزير است . « 1 » پس مىشود كلام شيخ را توجيه كرد به اين كه حبس از باب تعزير است نه حد . 3 . حبس دزد زيورآلات يحيى بن سعيد مىگويد : در دزدى زيورآلات حد جارى نمىشود ، بلكه مورد ضرب قرار مىگيرد و حبس مىشود . « 2 » نظر نگارنده : شايد علت عدم اجراى حد اين است كه دزدى از غير حرز است و عنوان مختلس بر او صدق مىكند . مختلس كسى است كه چيزى را از كوچه و بازار مىربايد يا گوشواره از گوش دختر بچه‌ها درمىآورد كه در روايات ضرب و زندانى شدن او وارد شده است ؛ و من جز يحيى بن سعيد كسى از فقيهانمان را نديدم كه فتوا به ضرب و حبس داده باشد ، بلكه به اين اكتفا كرده‌اند كه حاكم هرطور صلاح بداند او را تعزير مىكند . ممكن است گفته شود : تعزير شامل حبس هم مىشود - چنان كه در بخش دوم كتاب به آن اشاره كرده‌ايم . 4 . حبس طرّار ( جيب‌بر ) ، مختلس ( رباينده ) ، قفّاف « 3 » ( صرافى كه با مهارت پول‌ها را در ميان انگشتان پنهان مىكند و مىدزدد ) رواياتى وارد شده است كه طرّار ، مختلس و قفّاف زندانى مىشوند و اهل سنّت مانند ابو يوسف چنين رأى داده‌اند . ولى اماميه در مورد طرّار به قطع عضو و در مورد مختلس و قفّاف به تعزير فتوا داده‌اند پس از نظر شيعه در اين موارد ، حبس نيست . روايات 1 . و بهذا الإسناد [ على بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن النوفلي ، عن السكوني ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال ] : إنّ أمير المؤمنين عليه السّلام أتي برجل اختلس درّة من أذن جارية ، قال : هذه الدغارة « 4 » المعلنة ، فضربه و حبسه ؛ « 5 » مردى را نزد حضرت امير - عليه السلام - آوردند كه گوشواره‌اى از گوش دختر بچه‌اى

--> ( 1 ) . نك : رياض المسائل ، ج 16 ، ص 140 . ( 2 ) . جامع للشرائع ، ص 562 . ( 3 ) . در مورد معناى قفّاف ر . ك : معيار اللغه ، ج 2 ، ص 216 ؛ نهايه ، ج 3 ، ص 118 . ( 4 ) . دغاره : ربودن شىء است . لسان العرب ، ج 4 ، ص 288 ؛ نك : نهايه ، ج 2 ، ص 123 . ( 5 ) . كافى ، ج 7 ، ص 226 ، ح 7 ؛ وسائل الشيعة ( به نقل از : كافى ) ، ج 18 ، ص 503 ، ح 4 .